سیسی:کنیچیوا میناسان.من اولین مصاحبه رو با شو ساکاماکی یا همون شو سان خودمون انجام میدم. خب شو سان...میشه به ما بگی مادرت کی بود؟
شو:نیس خودت نمیدونی؟!
سیسی:عزیز جان!من میدونم.شاید مردم ندونن!اهه!
شو:اسم مادر من بیاتریکسه،همسر دوم پادشاه خون آشام ها.
سیسی یواشکی بهش گفت:آها!حالا شدی یه جنتلمن واقعی!و بعدم میگه:خب شو سان چرا انقدر از ریجی بدت میاد؟
شو:چون ریجی از من بدش میاد.من ازش بدم نمیاد.حالا میشه من یه سوال بپرسم؟
سیسی:اینجا من سوال میپرسم ولی چون پسر خوبی هستی بپرس. 
شو:رنگ موهات وچشات از اول این رنگی بوده؟
سیسی:بلی. 
شو:خوشگلیا!
سیسی:الان مثلا میخوای مخ بزنی!؟این حرفا رو بزار وقتی برنامه تمومید.خب یک نفر پرسیده نظرت در مورد لایتو چیه؟
شو:ازش متنفرم!یکسره میخواد عشقمو بدزده.
سیسی:اونوقت عشق شما کی باشن؟!
شو:تویی دیگه!نتمومید!میخوام برم بخوابم. 

سیسی:منم؟باید باهات حرف بزنم شو.خب تا مصاحبه بعدی سایونارو میناسان.
برچسب: مصاحبه با شورای شهر,مصاحبه با شورانگیز طباطبایی,مصاحبه با شوبرت اواکیان,مصاحبه با شورا,مصاحبه با شورای اسلامی,مصاحبه با شورای شهر تهران,مصاحبه شوک با حصین,مصاحبه شوک با حصین ابلیس,مصاحبه با مرده شور,مصاحبه با مرده شورها,
نویسنده: آرتین سلیمانی